تبلیغات
تلنگرکده - مطالب خرداد 1393
  • تلنگرکده

    باران تلنگر کوچکی است وقتی فراموش می کنیم آسمان کجاست!

  • درباره سایت

    سلام
    به تلنگرکده خوش اومدین
    تلنگرکده یه وبلاگ با موضوعات جذابه
    راستی نویسنده هم میپذیریم
    m.kazemian1375@yahoo.com

  • پسری با شلوارک های مامان دوز

     نویسنده:  محمد   |  شنبه 31 خرداد 1393 ساعت 11:23 ب.ظ 


    پیامبراکرم(ص):حیا دوگونه است:حیاء عقل و حیاء حماقت، حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت،نادانى است.

    آقا مهراب کوچولو و دوستاش برای همراهی تیم ملی فوتبال رفتن برزیل و این مسئولیت خطیر و سخت رو به جان و دل خریدند و حسابی مشغول روحیه دادن به بروبچ تیم ملی هستند.

    حالا یه عده بیکار تو ایران نشستند گیر دادند که چرا مهراب کوچولو با سبیل های فرمون دوچرخه ایش به همراه دوستاش با پول بیت الحال رفتن صفا سیتی و اونجا با شلوارک عکس انداختند و با شلوارک تو برزیل می چرخند.

                 پوشیدن شلوارک بازیگران در برزیل


    مهراب کوچولوی ما ناراحت شده و گفته ما با پول بیت الحال نرفتیم و یه شرکت اسپانسر ما بوده. خب راست میگه بچم. این اسپانسره همون شرکت مسافرتی هست که خیلی خیلی اتفاقی و بدون هیچ دلیل خاصی، فدراسیون فوتبال حق فروش بلیت‌های جام‌ جهانی رو خیلی اتفاقی به اون داده ها. احتمالا هم این شرکته پول اضافی داشته خواسته یه جوری بریزه دور به ماچه.

    پسر کوچولوی ما وقتی دیده همه بهش گفتن کوچولو چرا با شلوارک رفتی تو خیابون یاد بچگیاش افتاده و گفته من تو حموم اینجوریم و لب دریا اونجوری. الهی عمو فدات بشه شوپولی، توکه اونجاها اینجوری هستی خب تو خیابون هم همینجوری باش و یهو تی شرتت رو هم در بیار دیگه. یا اگه رفتی مهمونی یا با شلوارک برو یا اصلاً همون رو هم نپوش بعد به میزبان بگو من تو حموم هم همینجوری میرم. والا.

    آقا کوچولو که خیلی ناراحت بوده گفته که من نماینده ایران در برزیل نیستم و بار مسئولیتی روی دوشم نیست و توقعی از من نداشته باشین. خب راست میگه دیگه. نمیدونم کیا هی تو گوش ما داد میزدند یه گروه از سفیران فرهنگی کشور به زودی راهی برزیل می شوند برای حمایت از تیم ملی. باور کن منظورشون مهراب کوچولو و دوستان نبوده ها احتمالا منظورشون پسر مدیر شبکه یک بوده.



    پوشیدن شلوارک بازیگران در برزیل

     اما از حق نگذریم همونطور که مهراب جون گفته نباید از مهراب کوچولو و دوستان شلوارک پوششون توقعی داشته باشیم. اصلاً توقع از کسایی که به مردم کشورشون اهمیت نمیدن و اونارو تحقیر میکنند و خودشون رو بالاتر از بقیه میبینن توقع زیادیه. والا ما باید خیلی پررو باشیم که مهراب کوچولو و دوستاش توقع داشته باشیم.

    ما باید از رسانه ملی توقع داشته باشیم که برنامه های نود قسمتی رو به دست افرادی میده که اصلاً مردم کشورشون براشون مهم نیستند و با این تفکرات ضد فرهنگی در پی ساخت برنامه هایی فرهنگی برای مردم ما هستند مثل ساختمان پزشکان.

    ما باید از اون جوون های مسلمان انگلیسی توقع داشته باشیم که از یک کشور کفر پاشدن اومدن به یک کفرستان دیگه تا در کنار تماشای فوتبال به فکر فرهنگ سازی و تبلیغ اسلام باشند نه از اونایی که از یک کشور مسلمان رفتند به یک بلاد کفر و در پی عشق و حال و خوشگذرونی خودشون هستند به اسم سفیران فرهنگی.

    پوشیدن شلوارک بازیگران در برزیل



    ما باید از خودمان توقع داشته باشیم که چرا عاشق سینه چاک برنامه های افرادی هستیم که دغدغه های مارا به تمسخر می گیرند و خودشان را از ما بالاتر می دانند. افراد به اصطلاح هنرمندی که دچار غرور و خود برتربینی هستند و در برابر کوچکترین واکنش‌ها به رفتارهای آن ها، مردم را آماج توهین‌ها و تحقیرهای خودشان قرا می دهند.

    پ,ن : مشکل اینجاست که شاید آقای قاسم خانی تو خانواده ای بزرگ شده که شرم و حیا براشون معنای نداشته. چراکه ماها جلوی پدر و مادرمون پاهامون رو دراز نمی کنیم و یا با شلوارک و زیرپیراهن نمی شیم تا شرم و حیا رو حفظ کنیم. چون معتقدیم اگر همین شرم و حیای کوچیک از خانه ها حذف بشه زمینه ساز پاک شدن شرم و حیاهای بزرگتی در جامعه میشه. درک نکردن حیا توسط آقای قاسم خانی را می تونیم در سریال ساختمان پزشکان ببینیم که در اون زندگی خصوصی دو زوج جوان بارها توسط برادر شوهر مورد بی حرمتی قرار می گرفت. پس آقای قاسم خانی ما باید هم از شما توقعی نداشته باشیم...

    آزادی یواشکی زنان در ایران

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 09:23 ق.ظ 

    آزادی‌ یواشکی زنان در ایران نام صحفه ای در فیس بوک است که در این صفحه بعضی از خانم های ایرانی عکس برداشتن روسری شان را قرار می دهند و با نوشتن مطالبی عارفانه و عاشقانه هرزگی خود را آزادی می نامند.

    حامیان این صفحه مدام از استقبال مردمی آن دم می زنند اما باتوجه به ماهیت اصلی فیس بوک یعنی سکس، و جذاب بودن نام این صحفه از نظر جنسی، بخش عمده ای از مراجعین به این صفحه فقط به دنبال ارضای غریزه جنسی خود هستند.

    آزادی یواشکی زنان در ایران


     با نگاهی دقیق متوجه می شویم تعداد کامنت ها و لایک های آقایان بسیار بالاتر از تعداد لایک ها و کامنت های خانم هاست. علت اصلی لایک کردن این صفحه از سمت آقایان این است که احیاناً زمانی بتوانند عکس های آزادی یواشکی غلیظتری را مشاهده کنند.

    ساپورت یعنی...

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 09:20 ق.ظ 

    جذابیت برایم مهم بود. برای همین احساس می کردم با ساپورت هر روز جذاب‌ تر و خوشتیپ تر از قبل دیده می شوم. این را از نگاه های مردم می فهمیدم. برای همین هر روز ساپورت های چسبان تر و جذاب ‌تری به پا و هر روز نگاه افراد بیشتری را به خودم جذب می کردم.

    گمانم این بود که مرتکب هیچ گناهی در دنیا نشده ام و از تمام دختران پاک ‌تر هستم. این خیال تمام عمر با من بود تا آنکه از این دنیا بار سفر بستم و در صحرای محشر و روزقیامت نامه اعمالم را به دست چپم دادند. خدای من چه می دیدیم. گناهانی که حتی یکبار مرتکب آن نشده بودم. گناه زنا و شهوت رانی و فساد و ... زبان به اعتراض گشودم که این چه عدالتی است؟ من حتی فکر یکی از این گناهان هم به افکارم خطور نکرده بود.

    ساپورت یعنی ...

    و خداوند عالم فرمودند مگر ما در سوره نور آیه 19 خطاب به شما نگفتیم که :

    إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.

    کسانى که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکى براى آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید.

    به فکر فرو رفتم و به روز هایی که با تکبر و غرور ساپورت به پا می کردم تا زیبا تر شوم و نگاه های مردم را بخودم جذب می کردم افتادم. تازه فهمیده بودم ساپورت یعنی چشم های هیز شمارا خریداریم...

    پ,ن : این داستان ممکن است برای شما اتفاق بیفتد. مراقب به گناه انداختن دیگران باشید...
    موضوع مطلب: حجاب ،  تهاجم فرهنگی ،  مذهبی ، 

    یاد بگیریم به همسر خود عشق بورزیم

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 09:15 ق.ظ 

    چند وقت پیش کتاب داستان ازدواج چهارده معصوم (ع) از  سیدهادی میراشرفی رو می خوندم که بخش مربوط به ازدواج امام حسین (ع) با خانم رباب و عشق بازی های زیبای این بزرگواران نظر من رو به خودش جلب کرد. اوج عشق رباب به امام حسین (ع) آنقدر زیاد بود که هیچوقت این عشق و دوستداشتن و علاقه رو از امام محروم نمی کردند اما هیچوقت نتوانستند در مقابل عشق و علاقه ای که امام حسین (ع) به ایشان داشتند عشقی بالاتر بیارند.

    امامی که از سوی بعضی ها به خشونت و ستیزه جویی متهم میشود در نهایت لطافت برای همسر و دخترش چنین شعری می سراید و ازاین بابت افتخار میکند:

    لَعَمْرُک اِنِّنی لَاُحِبُّ دارا تَحُلُّ بها سکینةُ و الربابُ اُحبِّهما وَ اَبْدُلُ جُلَّ حالی وَ لَیْسَ لِلاَئمی فیها عِتابُ «به جان تو سوگند! من خانه‏ ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنها را دوست دارم و تمامی دارایی ‏ام را به پای آنها می‏ریزم و هیچ کس نباید در این باره مرا ملامت کند.»

    شدت علاقه رباب به امام حسین (ع) تا حدی بود که بعد از واقعه عاشورا این بانوی بزرگوار  از فرط غصه و گریه، بیش از یک سال زنده نماند.

    یاد بگیریم به همسر خود عشق بورزیم...

    متأسفانه معضلی که این روزها زوج های ایرانی را تحت تأثیر خود قرار داده امتناع از عشق  ورزیدن به همدیگه هست. به عنوان نمونه چند روز پیش تو دانشگاه یکی از خانم های همکلاسی دوران کاردانی رو دیدم و با هم احوال پرسی کردیم. به واسطه آشنایی که با همسر ایشون داشتم خبر شوهرشون رو گرفتم. اما شروع کرد به گلایه از وضع زندگی با شوهرش. می گفت حتی محبت هم از من دریغ می کنه. حتی میخوام برم خونه مادرم میگه حق نداری پاتو اونجا بزاری و ....

    به اون خانم گفتم اجازه هست تو زندگیتون دخالت کنم و مشکل رو حل کنم؟ گفت با اخلاقی از شوهرم میشناسم بعید میدونم شدنی باشه. گفتم شما کاری که من میگم انجام بدین. همین الآن یک پیامک به ایشون بزنید و بگین سلام عزیزم خسته نباشی شوهر خوبم. اگه اجازه میدی امروز یه سر به مادرم بزنم.

    همکلاسی سابقم ناراحت شد و گفت : من به اون همچین حرفی بزنم؟ عمراً. گفتم دیدی عیب از شماست. شما که محبت رو از همسرت دریغ می کنی توقع داری بهت محبت کنه و باهات کنار بیاد؟ شما این پیامک رو بفرست تا متوجه بشی منظورم چی هست. ایشون پیامک رو فرستاد. چند لحظه بعد شوهرش جواب پیامکش رو داد.

    متن پیامک شوهرش : سلام عزیزم. ممنون خانم خوبم. اجازه منم دست شماست اما بزار از سر کار برگشتم خودم می برمت.

    بهش گفتم یعنی یه محبت کوچیک اینقدر سخت بود؟ لبخند زد و گفت حق باشما بود.

    پ,ن1 : خانم ها و آقایون یادتون نره اگه شما به همسرتون محبت نکنین، هستند کسایی که جای شما محبت کنن. از من گفتن بود.

    پ,ن2 : یکی نیست بگه آخه توکه ازدواج نکردی چرا به دیگرون مشاوره میدی. والا 

    هم فکری مهمتر است یا هم مدرکی؟

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 09:10 ق.ظ 

    بیشتر خانم ها متأسفانه این روزها فقط در پی کلاس گذاشتن و به رخ کشیدن برتری های خودشون به دیگران هستند. مدرک تحصیلی هم یکی از این کلاس گذاشتن هاست. همین موضوع متأسفانه عاملی شده تا بیشتر دختر خانم ها در انتخاب های ازدواج خودشون با مشکل بزرگی روبرو بشن.

    درسته مدرک تحصیلی خیلی خوبه اما دلیل نمیشه کسی که مدرک تحصیلی بالایی داره عقل و شعور و درک و فهم بالایی هم داشته باشه. این روزها رفتن به دانشگاه مثل آب خوردن شده و هر کسی میتونه بره دانشگاه و ادامه تحصیل بده. حتی یکی از دوستان می گفت من دانشگاهی ثبت نام کردم و یه مبلغی پرداختم و اصلاً نه در کلاس حاضر میشم نه سرجلسه امتحان میرم، بعد از گذشت 2 سال میرم مدرکم رو می گیرم.

    یا چند روز پیش با یک نفر که مدرک دکترا داشت هم صحبت شدم و برام جالب بود اصلاً نمیتونست درست حرف بزنه و هیچ درکی از اوضاع ساده اطراف خودش هم نداشت. تو دلم گفتم خدا رو شکر مدرک دکتراش ربطی به  پزشکی نداره وگرنه وای به حال بیماراش.

    همفکری مهمتر است یا هم مدرکی؟


    یا اصلاً فرض رو بر این می گیریم که یک خانم شوهری رو انتخاب کرده که مدرک تحصیلی بالایی داره و تو دانشگاه معتبری درس خونده و بسیار هم فهمیده هست. اما طرز تفکر و اعتقادات اون فرد با اون خانم زمین تا آسمون متفاوت هست و اصلاً حرف های همدیگه رو نمیفهمند. به نظر شما این دو نفر میتونن خوشبخت باشند؟

    این موضوع رو بیشتر خانواده های مذهبی باید مد نظر قرار بدند و بدونن شاید روز های اول کلاس گذاشتن خیلی خوب باشه اما به مرور زمان وقتی همسر شما حرف شمارو نمیفهمه اون موقع متوجه میشین همه چیز مدرک تحصیلی نیست...

    این حرف هارو گفتم تا به این نقطه برسم که به نظر من اگر خانمی ملاک ازدواجش رو بجای همفکری، هم مدرکی بگذاره کاملاً بی سواد و امل و صد البته بی کلاس هست.

    ساپورت مردانه هویت زنانه

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 09:02 ق.ظ 

    یادمان هست زمانی که مانتو وارد ایران شد بسیار گشاد و بلند بود اما بعضی ها گفتند اسراف در اسلام حرام است و نباید این قدر پارچه حرام کنیم پس هر سال سانتی از مانتو را کم کردند تا اینکه الآن اسمش را نمی توان مانتو گذاشت و بهتر است بگویم پیراهن.

    کم کم همین اتفاق نیز برای شلوار خانم ها افتاد. شلوار گشاد و راحت جای خودش را به ساپورت داد و اول ساپورت را در خانه ها می پوشیدند وبعد راه به مهمانی ها باز کرد و کم کم وارد کوچه و خیابان شد.

    این نوع کشف حجاب را قبلاً در زمان رضاخان دیده بودیم. شاید کشف حجاب نرم بهترین نامی باشد که بتوان روی این نوع کشف حجاب گذاشت. یعنی همه چیز به آرامی و با مرور زمان صورت می گیرد و یکباره به اوج و شدت خود می رسد. ابتدا چشم ها و افکار را عادت می دهند و بعد از عادت چشم ها و افکار ضربه نهایی را وارد می سازند.

    ساپورت مردانه ، هویت زنانه


    و حالا که چشم ها و افکار ما را عادت داده اند هر روز به فکر زدن ضربه ای تازه به فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی ما هستند و این بار نوبت به بی هویتی مردان ماست.

    ساپورت مردانه ضربه جدیدیست که به وسیله آن می خواهند غیرت مردانه ما را هدف بگیرند. اصولاً ساپورت ماهیتی زنانه دارد و پوشیدن آن توسط مردان درست مانند آن است که مردان لباس زنانه به تن کنند.

    اولین نشانه های این کشف حجاب نرم را می توان در برنامه بفرمایید شام شبکه من و تو دید. در یکی از برنامه های بفرمایید شام که با حضور چهار نفر در دور یک میز شکل می گیرد این بار دو زن و دو مرد حضور داشتند که با الزام این شبکه انگلیسی زن ها لباس مردان و مردان لباس زن ها را به تن کردند.  

    ساپورت مردانه ، هویت زنانه

    ساپورت مردانه آن قدر ضایع است که با پوشیدن آن توسط مردان حتی در محافل شخصی و خانوادگی کسی از آن استقبال نکند ولی اینکه بعضی ها برای اینکه از مد عقب نیفتند حاضرند در بعضی مواقع خفت بکشند و هر ذلتی را قبول کنند تا از مد عقب نیفتند بسیار جالب است. گروه دیگری که از این نوع پوشش زنانه استفاده خواهند کرد مردان همجنس باز هستند.

    اما همان طور که بیان شد این نوع پوشش برای مردان آن قدر ضایع است که حتی در کشورهای غربی نیز از این نوع پوشش توسط مردان استقبال نشده است. حتی ساپورت زنانه آن قدر که توسط زنان ما استفاده می شود در کشور های غربی استفاده نمی شود و این نشانگر این است که استفاده کنندگان از ین نوع پوشش عقده مدگرایی دارند و دچار کمبو مد هستند.

    راه چاره چیست؟

    بهترین راه برای جبران کمبود های مد همچنین مبارزه با مدهای غربی تشکیل کارگروه شناخت و مقابله و طراحی مد است. وظیفه این کارگروه شناخت مدهای غربی که با هویت ایرانی اسلامی ما مغایرت دارد و جلوگیری از تبلیغ این نوع مد در کشور است و همچنین تولید و حمایت از مد جدید ایرانی و اسلامی برای مقابله با مد های غربیست. متأسفانه شرکت تولید کننده مد های مغایر با شئونات ایرانی و اسلامی به راحتی و آزادانه در فضای مجازی در حال تبلیغ مد های خود هستند و هیچ نهادی با آنها برخورد نمی کند. این کارگروه می تواند با تبلیغ مد های ایرانی اسلامی در شبکه های تلویزیونی و در فضای مجازی و جلوگیری از تبلیغ مد های غربی در کشور سهم بسیار زیادی را برای حفظ هویت ایرانی اسلامی ما داشته باشد.

    ساپورت مردانه ، هویت زنانه

     کلامی از ناخدای انقلاب : فرهنگ مثل هوایی است که چه بخواهیم چه نخواهیم باید تنفس کنیم، بنابراین اگر تمیز باشد یا آلوده، اثر متفاوتی را برجامعه و کشور خوا هد داشت. همه رفتارهای روزمره، عادات و «نگاه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» مردم از فرهنگ آنها الهام می گیرد، بنابراین باورهای فرهنگی به همه مسائل و عرصه های دیگر سایه می اندازد و مهمتر است. مسئولان فرهنگی، باید با حساسیت و هوشیاری مراقب رخنه های بسیار خطرناک فرهنگی باشند و به وظایف ایجابی و دفاعی خود در این زمینه عمل کنند.

     پ,ن : آشنایی دارم که در تهران زندگی میکنه. تعریف می کرد چندسال پیش که با دوچرخه از سرکار به سمت خونه بر می گشته بین راه شلوارش میره لای زنجیر دوچرخه و زمین می خوره و در اثر همین زمین خوردن پایین شلوارش چاک میخوره و مجبور میشه ادامه راه رو پیاده بره به سمت خونه. فردای اون روز راه میفته بره سر کار که می بینه تمام بچه های محلشون همه پایین شلواراشون رو چاک دادن و طی سه روز کل تهران پایین پاهاشون رو چاک میدن و کمتر از یک هفته این مد چاک دادن پایین شلوار به کل کشور میرسه و اینجوری بود که فامیل ما به یکی از طراحان مد تبدیل میشه. خواستم بگم وقتی کمبود مد توکشور باشه مردم هر تغییر ندونسته رو مد به حساب میارند.


    موضوع مطلب: تهاجم فرهنگی ، 

    هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 08:52 ق.ظ 

    به عنوان یک افسر جنگ نرم وقتی دیدم همه برنامه هایی مثل ویچت، وایبر ، واتس اپ، تانگو، لاین و اینستاگرام روی گوشی های خودشون نصب می کنن برام جالب شد تا ببینم این برنامه ها چی دارن که اینقدر مردم رو به خودشون جذب کرده.

    اوایل همه اون هایی که شماره من رو داشتن کیف می کردن که به به فلانی هم وارد این برنامه ها شده و شروع به خوش آمد گویی می کردن. اما لحن صحبت کردن همه خیلی خودمونی بود. حتی خانم های نامحرمی که یا همکلاسی بودن یا برای کارهای اداری شماره ام رو داشتن. برام جالب بود که تو این فضا هیچکس هیچکس رو غریبه نمیدونست.

    هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟



    اما بعد چند وقت استفاده از این برنامه ها پرده ها کنار رفت و ماهیت اصلی اون هارو کشف کردم که باعث شد سریعاً تمام این شبکه های اجتماعی رو از روی گوشی همراهم حذف کنم.

    اصل ماجرا چه بود؟ (اسامی استفاده شده غیر واقعی می باشند)

    یک روز تصمیم گرفتم برم به پروفایل افرادی که جزء دوستانم به من اضافه شده بودن. رفتم تو پروفایل آقا حمید یکی از بچه های گل و مذهبی که یکدفه چشمم افتاد به نظرات یکی از مطالب ارسالیش. چندتا دخترخانم جوون که عکس های بی حجابی رو آواتارشون گذاشته بودن برای آقا حمید نظر گذاشته بودن و آقا حمید ماهم براشون نوشته بود: ممنون نازی جون. به سلام فاطی کوچولو چه عجب کجایی دختر؟

    چند لحظه مات و مبهوت بودم که این همون حمید بچه مثبت خودمونه که الان با دخترای نامحرم و بی حجاب اینجوری داره حرف میزنه؟ حتی اگه فامیلشونم باشه نه حمیدی که میشناسم اینجور پسریه نه اینکار شرعاً درسته. خیلی ناراحت شدم.

    هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟


    بیخیال حمید شدم و رفتم تو پرو فایل سعید از دوستای گل روزگار که یهوو دیدم اوه اوه عکس شخصی با خانمش که لباس مناسبی نداشته رو انتشار داده که سریع پریدم بیرون. پیش خودم گفتم سعید از تو بعید بود تواینقدر با غیرت بودی آخه چرا؟

    گفتم سعید هم بیخیال که چشمم افتاد به پروفایل یکی از همکلاسی های خانم و که خیلی خانم سرسنگینی بود. تا وارد شدم دیدم برا هر مطلب ارسالیش چندین پسر عتیقه لایک و نظر گذاشتن و اون خانم همکلاسی هم با شوخ طبعی و بدون رعایت حریم محرم و نامحرم شروع به شوخی های دور از شأنش کرده بود.


    هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟


    تو پروفایل هرکسی می رفتم یا عکس مناسبی نداشت یا چیزهایی میدیدم و میخوندم که کلا با اون شخصیتی که از اون طرف انتظار داشتم زمین تا آسمون فرق داشت. بله تازه متوجه شده بودم هدف اصلی این شبکه های موبایلی تنها جاسوسی نیست بلکه اون ها حریم های بین مردم رو هدف قرار داده اند. وقتی بین من و دوستم حریم ها شکسته بشود زمینه های بی اعتمادی و شک بوجود میاد. وقتی بی اعتمادی و شک بوجود بیاد کم کم به سمت جامعه ای خواهیم رفت که هیچ اعتمادی در اون نیست.

    داستان مرگ خاموش سربازان آمریکایی

    بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.

    حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد.

    اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند.

    هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟


     آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند. دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

     «در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند. هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند. هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».

    تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است. با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت. با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند. با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت. و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود. این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود. چقدر در زندگی خود و اطرافیان خود را به صورت خاموش شکنجه کرده ایم؟

    پ,ن : دردسر عضویت من در این شبکه ها این بود که به دلیل کار دانشجویی که در دانشگاه انجام میدم شماره تلفنم بین خیلی از دانشجوها پخش شده بود و هرکسی هم که عضو این شبکه های اجتماعی موبایلی بود به راحتی به پروفایل من دسترسی داشت. عکس پروفایل من تو دل یک جنگل کنار رودخانه بود. یکی از خانم ها عکس پروفایل من رو روی گوشی خودش ذخیره کرده بود و بین دانشجو ها اون رو نشون می داد و شایعه درست کرده بود که با من رفته جنگل و از من عکس گرفته. اما خدارو شکر همه من رو خوب میشناختن و سریع جلوی اون خانم رو گرفتن و هیچکس هم حرف اون خانم رو باور نکرد.
    موضوع مطلب: تهاجم فرهنگی ، 
    برچسب ها: واتس اپ ،  وایبر ،  تانگو ،  ویچت ، 

    کی گفته محجبه ها فرشته اند؟

     نویسنده:  محمد   |  جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 08:14 ق.ظ 

                                   

    خیلی ها می پرسن:کی گفته محجبه ها فرشته اند؟؟!!!!

    حکمت 476 نهج البلاغه رو بخونن، متوجه میشن کی گفته!


    "همانا عفیف و پاکدامن ، فرشته ای از فرشته هاست"

    امام علی(:علیه السلام:)


    موضوع مطلب: حجاب ، 
    برچسب ها: حجاب ،  فرشته ،  امام علی ، 
    1 2
    تعداد کل صفحات ( 2 )
  • شهید محسن وزوایی

    محسن وزوائی در ۵ مرداد ماه ۱۳۳۹ در تهران متولد شد.
    در سال ۱۳۵۵ به دانشگاه راه یافت و در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف مشغول به تحصیل شد.
    محسن وزوایی پس از شرکت در عملیاتهای متعدد به خصوص بیت المقدس سرانجام در ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در عملیات الی بیت المقدس هنگام هدایت نیروهایش بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید محسن وزوایی

    این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى که انقلاب را تهدید مى کند، آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است؛ پس خط امام را دنبال کنید و امام را تنها نگذارید که نمى گذارید. شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید.

    صفحه نخست
  • شهید محمد ابراهیم همت

    ابراهیم همت درسال ۱۳۳۴، در شهر قمشه اصفهان، به دنیا آمد
    وی در سال 1352 دیپلم گرفت و در کنکور سراسری شرکت کرد. عدم موفقیت ابراهیم در ورود به دانشگاه نتوانست خللی در اراده او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولی در امتحانات ورودی «دانشسرای تربیت معلم اصفهان» برای تحصیل عازم این شهر شد.
    محمدابراهیم همت 17 اسفند سال 1362 در جزیره مجنون به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید ابراهیم همیت

    من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم

    صفحه نخست
  • شهید مهدی باکری

    مهدی باکری در سال 1333 در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.
    پس از پیروزی انقلاب و به دنبال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد درآمد و در سازماندهی و استحکام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا کرد.
    مهدی باکری در عملیات والفجرمقدماتی و والفجر یک، دو، سه و چهار با عنوان فرمانده لشکر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداکار، در انجام تکلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

    فرازی از وصیت نامه شهید مهدی باکری

    یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالیكه از من راضی نباشی. ای وای كه سیه‌ روز خواهم بود. خدایا كه چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی. هیهات كه نفهمیدم. خون باید میشد و در رگهایم جریان می‌یافت و سلول‌هایم یا رب یا رب می‌گفت. خدایا قبولم كن. یا اباعبدالله شفاعت.

    صفحه نخست
  • شهید حسین خرازی

    حسین خرازی سال ۱۳۳۶ در اصفهان متولد شد.
    شهید حسین خرازی این سردار رشید سپاه اسلام در جریان عملیات بزرگ و غرورآفرین کربلای 5 در حالی که فرماندهی «لشکر 14 امام حسین(ع)» را برعهده داشت، در 8 اسفند 1365در اثر اصابت ترکش به قلبش، به فیض عظمای شهادت نائل آمد .

    فرازی از وصیت نامه شهید حسین خرازی

    ... از مردم می‌خواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم که آن‌ها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا می‌خواهم که ادامه‌دهنده راه آن‌ها باشم. آنهایی که با بودن‌شان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند.

    صفحه نخست
  • شهید محمد بروجردی

    محمد بروجردی در سال 1333 در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد.
    محمد بروجردی اول خرداد 1362 در حالی که با عده‌ای دیگر از همرزمانش در مسیر جاده مهاباد، نقده حرکت می‌کردند بر اثر انفجار مین به آرزوی دیرینه‌اش رسید و به فوز عظیم شهادت نایل آمد.

    فرازی از وصیت نامه شهید محمد بروجردی

    وجود امام امروز برای معیار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است و من با تمام وجود این اعتقاد را دارم که شناخت و مبارزه با جریانهایی که بین مسلمین سعی در به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریکاست.

    صفحه نخست
  • شهید احمد کشوری

    ‌اح‍م‍د ک‍ش‍ور‌ی‌ ت‍ی‍ر م‍‍اه‌ ۱۳۳۲، در خ‍‍ان‍و‌اده‌‌‌ا‌ی‌ م‍ت‍وس‍ط در ف‍ی‍روزک‍وه‌ چ‍ش‍م‌ ب‍ه‌ ج‍‍ه‍‍ان گ‍ش‍ود.
    و‌ی‌ پ‍س‌ ‌از ‌اخ‍ذ دی‍پ‍ل‍م، ‌آم‍‍اده‌ ورود ب‍ه‌ د‌ان‍ش‍گ‍‍اه‌ ش‍د اما به ‌ع‍ل‍ت‌ ف‍ق‍ر م‍‍ال‍‍ی‌ و ‌ه‍زی‍ن‍ه‌ ‌س‍ن‍گ‍ی‍ن‌ د‌ان‍ش‍گ‍‍اه، ‌از ورود ب‍ه آن ب‍‍ازم‍‍ان‍د و در س‍‍ال‌ 1351، و‌ارد ‌ارت‍ش‌ (‌ه‍و‌ان‍ی‍روز) ش‍د.
    ش‍‍ه‍ی‍د س‍رل‍ش‍گ‍ر خ‍ل‍ب‍‍ان‌ ‌اح‍م‍د ک‍شور‌ی‌ 15 ‌آذر سال 1359، در ح‍‍ال‍‍ی‌ ک‍ه‌ ‌از ی‍ک‌ م‍‍ام‍وری‍ت‌ ب‍س‍ی‍‍ار م‍ش‍ک‍ل، ‌ام‍‍ا پ‍ی‍روز ب‍‍ازمی‌گ‍ش‍ت، در ‌ای‍لام‌ (م‍ن‍طق‍ه‌ م‍ی‍م‍ک‌ - دره‌ ‌ب‍ی‍ن‍‍ا) م‍ورد ح‍م‍ل‍ه‌ م‍زدور‌ان‌ ب‍‍ع‍ث‍‍ی‌ ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‌ و در ح‍‍ال‍‍ی‌ ک‍ه‌ ‌ه‍ل‍ی‍ک‍وپ‍ت‍رش‌ در ‌اث‍ر ‌اص‍‍اب‍ت‌ ر‌اک‍ت‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ دو ف‍رون‍د م‍ی‍گ‌ ‌ع‍ر‌اق‍‍ی‌ ب‍ه‌ ش‍دت‌ م‍‍ی‌ س‍وخ‍ت‌، ‌آن‌ ر‌ا ت‍‍ا م‍و‌اض‍‍ع‌ خ‍ود‌ی‌ ‌ه‍د‌ای‍ت‌ ک‍رد و ‌آن‌ گ‍‍اه‌ در خ‍‍اک‌ وطن‌ س‍ق‍وط ک‍رد و ب‍ه‌ ‌آرزو‌ی‌ دی‍ری‍ن‍ه‌ ‌اش‌ رس‍ی‍د و ش‍رب‍ت‌ ش‍‍ه‍‍ادت‌ ر‌ا م‍رد‌ان‍ه‌ س‍رک‍ش‍ی‍د.

    فرازی از وصیت نامه شهید احمد کشوری

    امام را تنها نگذارید.
    فراموش نكنید كه شهیدان نظاره گر كارهای شمایند.
    ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم.
    موجیم كه آسودگی ما عدم ماست

    صفحه نخست
  • شهید علی‌اکبر شیرودی

    خلبان علی‌اکبر قربان شیرودی در دی‌ماه ۱۳۳۴ در روستای بالا شیرود از توابع شهرستان تنکابن در خانواده‌ای کشاورز و متدین دیده به جهان گشود.
    شیرودی پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از ۳۶۰ خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود (۸ اردیبهشت ۱۳۶۰) در منطقه بازی دراز، هنگامی که عراق لشکری زرهی با ۲۵۰ تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره‌انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس‌گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سرپل ذهاب گسیل داشته بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید شیرودی

    هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.

    صفحه نخست
  • شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)

    غلامحسین افشردی که با نام حسن باقری نیز شناخته می‌شود اسفند سال ۱۳۳۴ در شهر تهران دیده به جهان گشود.
    او در زمستان سال 1361 وقتی در جبهه فکه مشغول شناسایی منطقه دشمن و آماده‌سازی عملیات بعدی بود، در سنگر دیده‌بان مورد اصابت گلوله خمپاره عراقی‌ها قرار گرفت و به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید حسن باقری

    ... فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان ...
    ... ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم و در این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است ...

    صفحه نخست
  • شهید مصطفی چمران

    مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.
    وی با شروع جنگ به اهواز رفت و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان‌گذاری کرد. از دیگر کارهای مهم وی ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. مصطفی چمران در سی و یک ام خرداد ماه ۱۳۶۰ در مسیر دهلاویه-سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش به شهادت رسید .

    فرازی از وصیت نامه شهید مصطفی چمران

    ... به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم.
    به خاطر عشق است که به دنیا با بی‌اعتنائی می‌نگرم و ابعاد دیگری را می‌یابم.
    به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می‌بینم و زیبائی را می‌پرستم.
    به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.
    عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.
    زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام.

    صفحه نخست
  • شهید عبد الحسین برونسی

    شهید والا تبار عبد الحسین برونسی در سال 1321 در روستای گلبوی کدکن تربت حیدریه چشم به جهان گشود .
    در ساعت 11 صبح روز 23 اسفند 1363 با اصابت ترکش خمپاره به بدن مطهرش ، مرثیه سرخ معراج را نجوا کرد و به مقام قرب الهی نائل آمد.

    فرازی از وصیت نامه شهید عبد الحسین برونسی

    ای جوانها، ای انسانها! به این قرآن توجه كنید كه با ما چقدر دارد روشن حرف می‌زند و به روشنی به ما بیان می‌كند، بیایید تجارت در راه خدا كنید و از این تجارت چهار روز دنیا دست بكشید. چه معامله‌ای بالاتر از اینكه خدا خریدارش باشد.

    صفحه نخست
  • شهید حسن طهرانی‌ مقدم

    حسن طهرانی مقدم ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه تهران متولد شد.
    شهید بزرگوار حاج حسن طهرانی‌مقدم پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع(برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.
    حسن طهرانی مقدم در سال 1358، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.
    سردار حسن طهرانی‌مقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول سازمان خودکفایی سپاه در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیر بنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (21 آبان 1390) در پادگان امیرالمومنین(ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی، آماده می‌شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی،‌ غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست.

    فرازی از وصیت نامه شهید حسن طهرانی‌ مقدم

    هر وقت به یاد من افتادید برای شادیم یاد و ذکر اهل بیت (ع) و ذکر مصیبت آقا اباعبدالله و ائمه اطهار(ع) نمائید.

    صفحه نخست
  • شهید عباس بابایی

    عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹ در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود.
    وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد.
    تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه سال 1366 مصادف با روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف-۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. وی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله‌های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید عباس بابایی

    همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.
    ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .

    صفحه نخست
  • شهید مهدی زین الدین

    سال 1338 ه ش در كانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدین و از پیروان مكتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود.
    در ۲۷ آبان ۱۳۶۳ مهدی زین الدین همراه با برادرش به منظور شناسایی منطقه از کرمانشاه به سوی سردشت در حال حرکت با گروه‌های مسلح جدایی طلب درگیر شده و به درجه رفیع شهادت نائل شد.

    فرازی از وصیت نامه شهید مهدی زین الدین

    اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ کس نمی‌تواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به اباعبدالله‌الحسین(ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنه‌های پیکار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است.

    صفحه نخست
  • شهید مصطفی احمدی روشن

    شهید مصطفی احمدی روشن در 17 شهریور سال 1358 در روستای سنگستان استان همدان متولد شد.
    این مرد الهی در 21 دی 1390 پس از خروج از منزل در ساعت ۸:۳۰ صبح توسط یک موتورسیکلت سوار با چسباندن یک بمب مغناطیسی در خیابان گل نبی تهران، میدان کتابی ترور شد.

    فرازی از وصیت نامه شهید مصطفی احمدی روشن

    چرا نمی‌دانید که بزرگ‌ترین نعمت را خدا به ما داده است که در حکومتی الهی زندگی می‌کنیم به رهبری ولایت فقیه. گوشتان را باز کنید و بشنوید سخن،‌ سخن‌گوی آمریکایی که گفت:‌ "اگر ما جایگاهی به‌عنوان ولی فقیه را بر زورق تردید بنشانیم بزرگ‌ترین بار را از دوش خود برداشته‌ایم" آیا حالا اگر کسی با این اصل مخالفت دارد جیره خور امریکا نیست؟

    صفحه نخست